آنها كه شكستند دل كوچك ما را ، دمشان گرم
ناديده گرفتند تب عشق و وفا را ، دمشان گرم
آنها كه نه باران و نه خورشيد و نه ماه و نه ستاره ند
ابرند كه پر كرده رخ پاك سما را ، دمشان گرم
گفتند مهم نيست اگـــر عهد شكستيم و شكستند
نشنيده گرفتند شكست دل ما را ، دمشان گرم
آه از من و اشك از من نفرين شده ، باز اي دل غافل
گفتند که تاثیر ندارد به دل سنگ مدارا،دمشان گرم!!
در روي زمين گندمكان روز خوش و خواب ندارند
از ترس كساني كه ندارند خدا را ، دمشان گرم
ما را چه به دلداري و دلبستگي مردم بيدل
پايان خوش قصه و تقدير صبا را ، دمشان گرم
بودند و ندیدند و نشد مثل گلی پاک بمانند
طوری که خجالت زده کردند خطارا،دمشان گرم
این قصه غمگین به ردیف غزلم نیز اثر داشت
چندان که شکستید(تن)و وزن و هجا را،دمتان گرم
ای اهل جفا با دل غمگین و شکسته،گله ای نیست
دل فرش قدم های شماهاست،نه ما را ،دمتان گرم

نظرات شما عزیزان:
|